قرآن مصور

این شعر در قالب سپید سروده شده است

نگاه قرآنی به جهان از درون مایه های این سروده است.


قرآن مصور

جهان ، قرآن مصور است

و آیه ها در آن

به جای آن که بنشینند ، ایستاده اند

آیه ها استعاره از پدیده های هستی است.

آرایه ی جان بخشی دارد.

معنا:جهان مانند قرآنی است که به جای آیه در آن از تصویر استفاده شده است و آیه ها در آن به جای آن که بنشینند(نوشته شوند) ایستاده اند.

درخت یک مفهوم است.

دریا یک مفهوم است،

جنگل و خاک وابر ،

خورشید و ماه و گیاه.

با چشم های عاشق بیا.

تا جهان را تلاوت کنیم

بین واژه های درخت، دریا، جنگل، خورشید، ماه و گیاه مراعات نظیر وجود دارد چون همگی از پدیده های هستی هستند.

معنا: همه ی پدیده های هستی آیات و نشانه هایی از خداوند هستند که ما را به شناخت خداوند می طلبد.

پایان قرآن مصور

آفتاب پنهانی

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی           ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

درون مایه ی این سروده در انتظار مهدی موعود شیعیان است.

آفتاب پنهانی استعاره حضرت مهدی است.بین واژه های مشرق، سمت و جغرافیا و همین گونه بین طلوع ، آفتاب و مشرق مراعات نظیر وجود دارد.

چون مصوت کوتاه-ِ چندین بار پی در پی آمده است ، پس آرایه ی واج آرایی دارد.

جغرافیا مجازاً سرزمین است.

چون شیعیان اعتقاد دارند که مهدی از کعبه ظهور می کند پس سرزمین جغرافیای عرفانی می تواند همان کعبه باشد.

معنا: سرانجام مهدی موعود چنان آفتابی تابان لیکن پنهان از دیده ها از سر زمین خداشناسی بر جهانیان طلوع خواهد کرد.


دوباره پلک دلم می پرد، نشانه ی چیست؟          شنیده ام که می آید کسی به مهمانی

پریدن پلک دل = کنایه از بی تابی و بی قراری است.(در سر زمین ما بختیاری پریدن پلک نشانه ی آمدن میهمانی است.در این جا هم معنی آمدن میهمانی درست تر به نظر می رسد.)

پلک دل اضافه ی استعاری یا استعاره ی مکنیه یا بالکنایه از نوع استعاره ی مکنیه ای که جان بخشی دارد به قول

استعاره ی مکنیه را توضیح داده ام.(personification) فرنگیان:

معنا: دوباره بی تاب و نا آرامم شنیده ام که کسی به میهمانی خواهد آمد.


کسی که سبز تر است از هزار بار بهار          کسی شگفت کسی آن چنان که می دانی

در این بیت آرایه ی تشبیه دارد.پس: کسی مشبه و بهار مشبه به است.وجه شبه آن نیز سبز بودن است.

مصراع نخست واج آرایی دارد.

او کسی است که از هزاران بهار نیز سبز تر است. او آن چنان شگفت انگیز است که خودت می دانی.


کسی که نقطه ی آغاز هر چه پرواز است         تویی که در سفر عشق خط پایانی

در این بیت نیز دو تشبیه دیده می شود،نخست در مصراع یکم ، کسی ،مشبه است و نقطه ی آغاز مشبه به است.

در مصراع دویم ،تو مشبه است و خط پایان مشبه به.

سفر عشق اضافه ی تشبیهی است.

پرواز : مراد رهایی است.

سفر عشق همان سفری است که پیامبران و پیشوایان دینی رفته اند.

معنا: تو آغاز کننده ی رهایی(پرواز) و پایان بخش سفر عشقی.


تویی بهانه ی آن ابر که می گریند           بیا که صاف شود این هوای بارانی

ابرها :استعاره از منتظران مهدی امام دوازدهم شیعبان است.

هوای بارانی:استعاره از فضای غم زده ی انتظار مهدی است.

صاف شدن هوای بارانی: کنایه از پایان یافتن انتظار است.

این بیت آرایه ی حسن تعلیل دارد.(چون باریدن باران را گریه ابرها برای مهدی دانسته است.)

معنا:بسیاری از منتظران تو به شوق دیدنت گریه می کنندبیا و این اندوه غم و گریه را پایان بخش.


تو از حوالی اقلیم هرکجا آباد          بیا که می رود این شهر رو به ویرانی

اقلیم:کشور ، وطن، سرزمین

شهر مجازاً مردمی که پیرو مهدی هستند.

معنا: ای مهدی تو از سرزمینی هستی که همه جایش آبادان است.اکنون این شهر(جامعه ی اسلامی) رو به ویرانی است پس بیا و به این نا بسامانی ها پایان بده.


کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق        بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی

کشتی عشق: اضافه ی استعاری است.

لنگر گرفتن کنایه از ایستادن است.

در آرامشی طوفانی پارادوکس دیده می شود.

کنار ایهام دارد.الف: کنار ، بغل ب: ساحل که با کشتی و لنگر تناسب معنایی دارد. پس ایهام تناسب است.

معنا: تو پایان راه عشقی ظهور کن که با آمدنت آرامشی خواهد آمد ، آرامشی که در دل عاشقانت طوفان ایجاد می کند.

پایان شعر آفتاب پنهانی

 

هجرت

 این سروده به صورت مثنوی(دوگانه به زبان پارسی) است چون هر بیت آن قافیه ای جداگانه دارد.

این فصل را با من بخوان باقی فسانه است       این فصل را بسیار خواندم عاشقانه است

این بیت آرایه ی واج آرایی دارد (صامت س چندین بار تکرار شده است)

در مصراع دوم« این فصل» به قرینه ی لفظی حذف شده است. این گونه بوده است:این فصل را بسیار خواندم« این فصل» عاشقانه است.

فسانه و عاشقانه واژه های قافیه است و است ردیف.

این بخش را با من بخوان بخش های دیگر افسانه ای بیش نیست من این فصل را خواندم بسیار عاشقانه است.


شبگیر غم بود و شبیخون بلا بود                       هر روز عاشورا و هر جا کربلا بود

شبگیر= سحر، مجازاً معنی هنگام و زمان می دهد.

شبیخون = حمله ی ناگهانی در شب ، شب خون ریختن

شبیخون بلا= اضافه ی تشبیهی است.

نکته: در اضافه های تشبیهی نمی دانیم که مشبه کدام است و مشبه به کدام؟من شما را به فرمولی وا می گذارم تا به خوبی پی ببرید که مشبه و مشبه به کدام است.

هر گاه اضافه ی تشبیهی مضاف و مضاف الیه باشد همیشه مضاف الیه مشبه است یعنی، بلا مانند شبیخون است. نمونه ی دیگر: پرده ی عفاف: عفاف مانند پرده است.

مصراع دوم تلمیحی دارد به «کل یوم عاشورا،کل عرض کربلا و کل شهر محرم»

معنا: (در زمان شاهنشاهی) هنگامه ی غم و اندوه و هجوم رنج وبلا بود!! هر روز مانند روز عاشورا و همه ی  ایران مانند کربلا بود.


قابیلیان بر قامت شب می تنیدند                        هابیلیان بوی قیامت می شنیدند

قابیل پسر حضرت آدم بود که به خاطر سرپیچی از پدرش در امر ازدواج برادرش هابیل را کشت.حضرت آدم دو دختر به نام های لبودا و اقلیما داشت که گویا حضرت آدم گفته بود که هابیل با لبودا و قابیل با اقلیما ازدواج کند اما به دلیل این که قابیل لبودا را می خواست به همین شوند(دلیل) از فرمان پدر سر پیچید و برادرش را کشت، پس از کشتن برادر ماند که با جسد برادر چه کند تا این که دید کلاغی پیکره ی کشته شده ی  کلاغ دیگری را در زیر خاک پنهان می کند او هم این کار را فرا گرفت و پیکر بی جان برادر را در زیر خاک پنهان کرد. به این ترتیب نخستین قتل تاریخ در این هنگام روی داد. در این سروده قابیل نماد ظلم و ستم و هابیل نماینده ی آدمیان ستم دیده است.

قابیل استعاره از ستمگران و فرمانروایان ستمگر دوران است و هابیل استعاره از مردان ستم ستیز است.

شب نماد خفقان و ستم است و همچنین استعاره از دوران فرمانروایی شاهنشاهی است.

تنیدن و شنیدن جناس دارد.

بر قامت شب می تنیدند= شب(ستمگری) را گسترش می دادند. ستم را گسترش می دادند.

قامت و قیامت جناس ناقص اختلافی در حرف اول دارد.

هابیل و قابیل تلمیح دارد.

معنا: قابیلیان (پیروان حکومت پهلوی) پی در پی بر ستمگری خود می افزودند و هابیلیان(آزادی خواهان) بسیار در خطر مرگ و نیستی قرار داشتند.


جان در سکوت سرد شب دلگیر می شد                دل در رکاب آرزوها پیر می شد

جان و دل مجازاً انسان هستند.

سکوت سرد ، حس آمیزی دارد که حس آمیزی را توضیح دادم.

دل در رکاب آرزوها پیر می شد: کنایه از این است که مردم در دوران شاهنشاهی پهلوی به آرزوهای خود نمی رسیدند.

رکاب آرزو ، اضافه ی استعاری است.(همه ی اضافه های استعاری از نوع استعاره ی مکنیه یا بالکنایه هستند.)

توجه کنید: همان گونه که گفتم استعاره ها از جمله ی تشبیهی به دست می آیند.حال اگر این اضافه ی استعاری را به

یک جمله ی تشبیهی تبدیل کنیم این گونه می شود: آرزو مانند اسبی است که رکاب دارد.اکنون برای زیباتر شدن

این جمله ادات تشبیه(مانند)و مشبه به(اسب) را نیز حذف می کنیم که این گونه می شود:آرزو است که رکاب دارد. که اگر این جمله ی به دست آمده را به مضاف و مضاف الیه یا همان ترکیب اضافی تبدیل کنیم می شود، «رکاب آرزو».

معنا:خفقان روزگار شاهنشاهی روح آدمی را رنجور می ساخت و هر آرزویی را به ناامیدی دگرگون می کرد.


امید ها در در دام حرمان درد می شد                  بازار گرم عاشقی ها سرد می شد

حرمان = ناامیدی

بازار عاشقی= اضافه ی تشبیهی است؛ همان گونه که گفتم مضاف الیه که عاشقی است مشبه و بازار که مضاف است مشبه به است.

همین گونه دام حرمان نیز اضافه ی تشبیهی است اکنون خودتان مشبه و مشبه آن را بیابید.

بازار گرم کنایه از رواج و رونق داشتن است.

بازار سرد کنایه از کسادی و بی رونقی است.

چندین جناس در این جا دیده می شود که خودتان پیدا کنید آخر شما هم باید کوشش کنید.هر چند کوشش بیهوده به از خفتگی است.

معنا:در دوران حکومت محمد رضا پهلوی ناامیدی همه ی آرزوها را به درد ورنج  تبدیل می ساخت و مهربانی ها کم رونق شده بود!!


دیدم، شبان خفته را تب دار دیدم                   بر خفته ی شب ، شبروی بیدار دیدم

شبان ایهام تناسب داردیکی به معنای شب هاست  و دیگری به معنی چوپان است.

ایهام را در سال دوم دبیرستان خواندید اما برای یاد آوری اشاره ای به آن می کنم برخی از واژه ها در شعر دارای دو معنی است، مانند:

خوبان پارسی گوی بخشندگان عمرند          ساقی بده بشارت رندان پارسا را

پارسا در این بیت دارای دو معنی است الف: پارسی زبانان ب: پرهیزکاران

اما ایهام تناسب چیست؟

در ایهام تناسب واژه ای وجود دارد که ما را فریب می دهد مانند:خفته و تب دار در همین شعر درس که با

توجه به واژه های «خفته و تب دار» پیش خود فکر می کنیم که شبان  معنای چوپان می دهد در صورتی که

با توجه به معنی مصراع دوم و واژه ی شب خواهیم فهمید که شبان معنی شب ها را می دهد.

«شب رو» نیز ایهام دارد چون دارای دو معناست الف:شب سفر کنندگان   ب:استعاره از آیت الله خمینی است


مردی صفای محبت آیینه دیده                      از روزن شب ، شوکت دیرینه دیده

مرد= مراد(منظور )آیت الله خمینی است.

صفا= پاکی ، آینه نماد پاکی و راستگویی است و شب نماد خفقان و ستمگری است.

صحبت= هم نشینی

روزن شب اضافه ی استعاری است یا همان استعاره ی مکنیه.(تشبیهی که تنها مشبه آن مانده باشد.)توضیح:

شب مانند دیواری است که روزنه(سوراخ) داشته باشد. که اگر ادات تشبیه(مانند) و مشبه به(دیوار) را بر داریم به استعاره ی مکنیه می شود.(است در تشبیه نقشی ندارد.)

روزن شب= دوران ستمگری پادشاهی

شوکت دیرینه= گذشته ی با شکوه اسلام

معنا= آیت الله خمینی که مانند آینه ای پاک و با صفا بود در دوران خفقان شاهنشاهی(روزن شب) به گذشته ی با شکوه اسلام می نگریست.یاد آور(المؤمن مرآت المؤمن)مومن آینه ی مومن است.


مردی حوادث پایمال همت او                               عالم ثنای گوی جلال همت او

مرد مراد آیت الله خمینی است.

ثنا گوی= دعاگو (با سنا به معنای روشنایی اشتباه نشود) ثنا گو، صفت مرکب مرخم است. صفت است چون می توان گفت: مرد ثناگوست.  مرکب است چون از دو تکواژ بامعنا (مسقل) درست شده است. مرخم است چون ثنا گوینده بوده که تکواژ «نده» از آن بریده شده است.مرخم به معنای دم بریده است پس چون نده از آخر صفت بریده شده است می گوییم مرخم است.

عالم=مجازاً مردم جهان است. حوادث را پایمال نمود = گرفتاری ها را از بین برد.

  او(آیت الله خمینی) کسی است که همه ی گرفتاری های جهان را با اراده ی خود نابود کرد به گونه ای که مردم جهان به او آفرین گفتند.


 مردی نهان با روح ، هم پیمان نشسته              مردی به رنگ نوح در طوفان نشسته

 این بیت به داستان حضرت نوح اشاره کرده است پس آرایه ی تلمیح دارد.

بین روح و نوح جناس ناقص اختلافی در واج نخست را دارد و همچنین تکرار در مردی و نشسته

 به رنگ نوح =مانند نوح، می توان به رنگ را ادات تشبیه دانست. مردی، مشبه و نوح، مشبه به است.

روح ایهام تناسب دارد، چرا ایهام تناسب؟ چون اگر به واژه ی مردی(به معنی روح الله خمینی) بنگریم با خود می پنداریم که روح همان روح الله نام آیت الله خمینی است در صورتی که روح معنای جبراییل را دارد. با روح پیمان بستن منظور این است که با جبرییل پیمان بسته کلاً منظور روحانی  بودن آیت الله خمینی است.  نوح با طوفان تناسب معنایی دارد.

 معنا:مردی که پنهانی با خداوند(به وسیله ی روح الامین یا همان جبرییل پیمان بسته و همچون حضرت نوح امتی را از گرفتاری ها رهایی داده است.(سراینده آیت الله خمینی را همچون پیامبری دانسته است.)


مردی به مردی دشنه بر بیداد بسته                        در خامشی ها قامت فریاد بسته

بین مردی و مردی جناس تام است مردی نخست به معنای یک مردی است و مردی در دوم به معنای جوانمردی است.به گونه ی دیگر مردی اول ناشناس(نکره)است و مردی دوم مصدر است.

دشنه بستن کنایه از «آمادگی برای مبارزه است»

قامت بستن کنایه از« آماده شدن برای کاری است»

خامشی مجازاً به معنای سکوت در برابر ستمگری است.

بیداد= ستم. داد به معنی عدالت است.« بی» پیشوند نبودن است پس بیداد به معنای بی عدالتی است.

معنا:مردی که با رادمردی های خود ستمگران را نابود ساخته  و در سکوت مرگ آور خود فریاد رهایی را سر داده است.


مردی تذرو کشته را پرواز داده                             اسلام را در خامشی آواز داده

تَذَروّّ =قرقاول  ، نوعی پرنده

تذرو کشته= استعاره اسلام است ، سراینده معتقد است که اسلام در دوران پادشاهی کشته شده است. 

 این بیت تلمیحی دارد به زندگی حضرت ابراهیم که چهار پرنده را کشت سپس آن ها  به امر خداوند زنده شدند.   

در زبان انگلیسی است.  (paradox) پرواز دادن تذرو کشته عبارتی است متناقض نما یا همان پارادوکس  تفاوت پارادوکس با تضاد چیست؟

 در پارادوکس نخست حکمی می کنیم سپس آن حکم را نقض می کنیم مانند: جیبم پر از خالی است که نخست گفتیم جیبم پر است سپس آن را نقض کردم و گفتم خالی است اما در تضاد چنین حکمی وجود ندارد مانند:سیاه و سپید و بالا و پایین.

معنا: مردی که دین از یاد رفته ی اسلام را به یادها آورد(احیا کرد)و آن را در گستره ی گیتی رواج داد.

مفهوم:آیت الله خمینی گسترش دهنده ی دین اسلام است.


 کای عالمی آشفته چند آشفتن تو                       گیتی فسرد از فتنه تا کی خفتن تو

بین واژه ی آشفته و آشفتن جناس اشتقاق وجود دارد.(در سه حرف با هم مانند هستند .)

عالم و گیتی مجازاً مردم گیتی است.در واج های «ف» و «د» واج آرایی دیده می شود.

معنا: که ای جهانیان آشفته زده تا کی می خواهید با این آشفتگی خاموش بنشینید.گیتی از آشوب و فتنه پژمرده شد تا کی می خواهید به سکوت مرگزای خود ادامه دهید.

 مفهوم: آیت الله خمینی را در سرکوبی ستم یاریگر باشید.


ابر ونباریدن چه رنگ است این چه رنگ است     تیغ و نبریدن چه ننگ است این چه ننگ است

       این بیت آرایه ی موازنه دارد.

آرایه ی موازنه چیست؟

 هر گاه در دو مصراع یا دو جمله سجع های هم وزن (متوازن) روبروی هم بیایند آرایه ی موازنه پدید می آید.

 سجع متوازن چیست؟

 به واژه هایی گفته می شود که فقط هم وزن هستند و نیازی به این نیست که آخرشان مانند هم باشد. مانند واژه های روبرو: ابربا تیغ- چای با رفت-حبیب با یلدا حافظ با کاتب- خانوار با مهرَبان و... که فقط هم وزن هستند.

 نکته ی بسیار مهم:

 اگر فقط سجع های متوازی در دو جمله یا دو مصراع دیده شود آرایه ی ترصیع وجود دارد.(سجع متوازی به سجعی می گویند که علاوه ر این که واژه ها هم وزن هستند در یک یا چند واج پایانی با هم مشترک هستند مانند:

ننگ با سنگ- حبیب با طبیب- اردک با دلقک دیدار با گفتار خدا با رهاو...در بیت زیر آرایه ی ترصیع وجود دارد.

برگ بی برگی بود ما را نوال        مرگ بی مرگی بود ما را حلال

واژه های برگ با مرگ برگی با مرگی نوال با حلال سجع متوازی هستند پس این بیت آرایه ی ترصیع دارد.

اما اگر حتی یک سجع متوازن درآن دیده شود دیگر ترصیع نیست. مانندبیت زیر:

هم عقل دویده در رکابت        هم شرع خزیده در پناهت

 هر چند دویده با خزیده پناهت با رکابت دارای سجع متوازی هستند و باید آرایه ی ترصیع داشته باشد اما باوجود یک سجع متوازن(عقل با شرع) دیگر ترصیع نیست بلکه آرایه ی  موازنه دارد.در بیت درس کتاب نیز هر چند بین نباریدن و نبریدن رنگ و ننگ- ننگ ورنگ سجع متوازی وجود دارد اما به دلیل وجود سجع متوازن ابر و تیغ  آرایه ی موازنه دارد.

بین نبریدن و نباریدن و تیغ و نبریدن مراعات نظیر وجود دارد. واج آرایی در واج های«ر»،«ن»و«گ» دیده می شود.

بیت دارای آرایه ی اسلوب معادله است.

اسلوب معادله چیست؟هرگاه که مصراع دوم مصداقی برای مصراع نخست باشد و یا بتوان جای دو مصراع را عوض کرد و یا بتوان بین دو مصراع علامت= گذاشت می گوییم که در بیت آرایه ی اسلوب معادله وجود دارد.چند مثال:

عیب پاکان زود بر مردم هویدا می شود        موی اندر شیر خالص زود پیدا می شو

                                                        ****

بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود       پسته ی بی مغز چون لب وا کند رسوا شود

معنای بیت:شما چون ابرید لیکن نمی بارید و مانند شمشیری برنده هستید لیکن نمی بریدو این ننگ و رسوایی به همراه دارد.

مفهوم: ای مردم از توانایی خود در سرکوبی ستمگری بهره ببرید.


 یاد احد یاد بزرگی ها که کردیم                         آن پهلوانی ، سترگی ها که کردیم

سترگی = بزرگی ، عظمت

در این بیت آرایه ی تکار دیده می شود.

به یاد دلاوری هایی که در جنگ احدکردیم و آن پهلوانی ها و حماسه هایی که در جنگ احد آفریدیم، بیفتیم.


شبگیر ما در روز خیبر یاد بادا                               قهر خدا در خشم حیدر یاد بادا

شبگیر= سحرگاه،هنگام سحردرا ین جا به معنای هجوم است.

خیبر نام قلعه ای از یهودیان که یه دست علی امام نخست شیعیان گشوده شد.(این بیت تلمیحی به جنگ خیبر دارد.)

حیدر دارای ایهام است معنای نخست آن شیر و دیگر معنای ی آن لقب علی است.

یاد باد آن یورش های ما در پیکار دژ(قلعه) خیبرکه پروردگار در خشم علی به نمایش گذاشت.

                                          پایان درس هجرت